صالحی آمد
صالحی آمد. مردی از تبار جنوب .مردی از بیدخون کنگان مردی از یک روستای دور افتاده . مردی از کنگان . مردی که تا همین 4 سال پیش و قبل از اینکه نماینده شود همین جا بود . در همین جا زندگی کرد تمام سختی های زندگی در جنوب را با تمام وجود چشید .تش باد جنوب را خورد .او روزهایی را دید که مردم هفته ها آب نداشتند او نیز خوابیدن در گرمای 40 درجه و روزهای بدون برق تابستان را تحمل کرد .
او به مجلس رفت ولی هیچ گاه تش باد جنوب را فراموش نکرد . او به مجلس رفت ولی سعی نکرد که لهجه ی خود رابه فراموشی بسپارد . او به مجلس رفت و گاهی در رستوران های بزرگ تهران هم شام خورد ولی هرگز حاضر نشد که شام خوردن در بهترین رستوران ها را بر سر بعضی از مردم که سر سفره هاشان چیزی پیدا نمی شود بکوبد او نیز به مسافرت خارج از کشور رفت ولی هرگز مانند دوست دیگرش حاضر نشد داغ دل مردمی را تازه کند که هنوز بعضی از آنان 10 کیلومتری شهرشان را نیز ندیده اند .
او حتی حاضر نشد که مانند اکثر نمایندگان مجلس از خانه های سازمانی و اسکورت استفاده کند تا مبادا آن کسی که از کنگان و دیر وجم به دیدن او می آیند دچار رنجش خاطر شوند و نگهبانان و اسکورتان و مسایل امنیتی دیگر مانع دیدار آنها با صالحی شود.او حتی خانه ی خود را هم در اختیار بیماران گذاشت و تخت خواب هایی را که برای فرزندان خود خریده بود را در اختیار کودکان بیماری گذاشت که برای شیمی درمانی به آنجا آمده بودند.
این حرف مرا آن بیماران دیری تصدیق کنند که صالحی تمام مخارج بیمارستان و اقامت و خرج عمل های انان را در تهران داد یا خیر؟
صالحی این بار آمده است تا او از مردم درخواست یاری کند .او حالا کمی باتجربه تر شده و می تواند مانند آنچه که در دور اول برای مردم محروم ایران کرد (اختصاص 2درصد بودجه نفت به مناطق محروم)
بار دیگر به کمک مردم بیاید . حالا که او به شما نیاز دارد اورا تنها نگذارید تا مبادا فردی به مجلس برود که مشکلات شما را نمی داند که آنگاه پشیمانی دیگر سودی ندارد.